تاراجون - مطالب ابر متن دلتنگی
چهارشنبه 14 مهر 1395  10:22 ق.ظ

●ﺩﯾــــــــــــﮕــﮧ…. ﻧـﮧ ﺑَﺤــــــﺚ ﻣﯿﮑُﻨـ ـﻢ….

ﻧـﮧ ﺗﻮﺿـــــﯿﺢ ﻣﯿﺨـ ـﻮﺍﻡ…


۵۰۰x328_1466106182006802

ﻧـﮧ ﺗﻮﺿـــــﯿﺢ ﻣﯿـ ـﺪَﻡ..

ﻧـﮧ ﺩُﻧﺒﺎﻝ ﺩَﻟﯿﻞ ﻣﯿﮕـ ـﺮﺩﻡ

ﻧـﮧ ﺩَﻟﯿﻞ ﻣﯿـ ـﺎﺭَﻡ…!!!

ﻓﻘـ ـﻂ ﻭَ ﻓﻘـ ـﻂ..

ﻣﯿﺒﯿﻨـ ـﻢ…

ﺳُــــــــــــﮑﻮﺕ ﻣﯿﮑُنم.


نظرات()   
   
یکشنبه 11 مهر 1395  09:29 ق.ظ


tanhaei2015 (5)
برگرد….. بگو توهم به کسی دل نبستی….
.
.
.
.
.
.
میدونی بدترین نوع دلتنگی چیه؟
اینکه بدونی اونی که دوستش داری کنارته ولی تو هیچ وقت بهش نمیرسی
.
.
.
.
زندگی من بازار نیست که یه دور بچرخی اگه چیزی پسند نکردی دوباره برگردی سراغم
رفتی دیگه برای همیشه برو…!!
..
.
.
.
.
هیچ کس از آخرشروع نکرده
چرا اینقدر عجله میکنید؟
قدم اول را بردارید…
..
.
.
.
.
دلـتنگیهایـم را زیـر دوش حمّــام میبَـرم

…بُـغـضـم را

میـان شُـرشُـر آبِ داغ میتـرکـانـم، تا همـه فـکـر کننـد ..؛

..!.! قرمـزیِ چشمـانـم از دم کـردنِ حمّـام است

.
.
.
.
.
.دیشب
روی شانه ات سرگذاشتم و گریستم
نمیدانستم رؤیای خیس چشمهایم گلهای پیراهنت را آبیاری میکند
و میوه ای به سرخی قلب نازنینت میپروراند
میوه ای که اجازه ورود به آن نیست
میوه ممنوعه…
.
.
.
.
زمان
طولانی میشود برای کسانی که غصه دارند،
کوتاه میشود برای کسانیکه شاد هستند،
دیر میگذرد برای کسانیکه عجله دارند
اما
ابدی میشود برای کسانیکه
عاشق
هستند…
.
.
.
.
لای انگشتانم را باید دستان تو پر میکرد
بی انصاف……
نه سیگار….!
..
.
.
..

.
.
پازل دل یکی روبهم ریختن هنرنیست،
هروقت باتیکه های شکسته ی دل
یه نفر یه پازل جدید براش ساختی،
هنرکردی.

.
.
.
.
.
.
هیچ انتظاری از کسی ندارم!
این نشانه قدرت من نیست،
مسئله خستگی از اعتمادهای شکسته است!


نظرات()   
   
چهارشنبه 7 مهر 1395  09:20 ق.ظ



من یک دخترم

وقتی خسته ام

وقتی کلافه ام

وقتی دلتنگم

بشقاب ها را نـــمی شکنم.

شیشه ها را نـــمی شکنم.

غرورم را نـــمی شکنم

دلت را نـــمی شکنم

در این دلتنگی ها

زورم به تنها چیزی که میرسد

این بغـــض لعنتی ست!


نظرات()   
   
یکشنبه 4 مهر 1395  09:17 ق.ظ

beehsas
بدترین درد اینه که
مخاطب های گوشیتو چک کنی
و بخوای با یکی درد و دل کنی
ولی هیچکس و پیدا نکنی


*



*



*
دلت را هنـــگــامــی غم مـی گیــرد
که نــگــاهــت به دستـــانِ گـــره خورده ی دو آدم خیـــره مـــی مـــاند


*



*



*
به خـــــــدا
” دل ” آلزایمــــــــر نمی گیرد !
بفهمیــد آدم ها …


*



*



*
تختی که هر شب تنها روش بخوابی تخت نیست
تــابــوتــه…


*



*



*
برای کشتن کسی که توی دلت زندست
باید روزی هزار بار بمیری


*



*



*
از همان روزی که “پایت” را از زندگی ام پس کشیدی
زندگی ام دگر “پا” نگرفت


نظرات()   
   

picture-love-1ehsas (15)


رابطه هایــــــــی که

تنهایی دلیل شکل گیریشون میشه

عاقبتشون دوباره تنــــــــــــــــهایی میشه…..!

.

.

.

عشــــقتـــــــ ـــ شوخــــی زیباییـــــــــ ـ بود که با قلــــــب من کردی

زیبــا بـــــود …امّا…شوخیـ ــــــــ بــــود

حالا . . .

تو بی تقصیریـــــــ ! خدای تو هم بی تقصیر است

تمام این تنهایی تاوان اشتباه خود من است

.

.

.

با همه بوده است ، عجب هرزه ایست … این تنهایی !

.

.

.

تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد…

یک بار قسمت کردم، چندین برابر شد…

.

.

.

وقتی حالت بده روحت بی پناهه

میبینی هر کاری کردی اشتباهه

وقتی به جز شب هیچ رنگی توی نگات نیست

وقتی کسی اندازه تنهاییات نیست

.

.

.

تنهایی را ترجیح میدهم به تن هایی که روحشان با دیگریست

.

.

.

گاهی هیچکس را نداشته باشی بهتراست،باور کن بعضیا تنهاترت میکنند…

.

.

.

بد نیست!

تنهایی دارد ‘صیقلم’ می دهد!

اما…

از آن روزی می ترسم،

که از “گوی” وجودم

جز “محور”میانی ای نماند!

.

.

.

سـاعـتـی چـنـد مـی گـیـری

کـه بـا مـن نـبـاشـی

هـر روسـپـی قـیـمـتـی دارد

مـی خـواهـم نـبـودنـت را بـخـرم

تـنـهـایـی!

.

.

.

گاهی تنها ماندن ، بهای آدم ماندن است !

.

.

.

همه در دنیا کسی را دارند برای خودشان:

خسرو و شیرین

لیلی و مجنون

ویس و رامین

پیر مرد و پیرزن

“تو” و اون

“من: و تنهایی…

.

.

.

چه تفاوت عمیقیست بین تنهایی قبل از نبودنت و تنهایی پس از نبودنت !

.

.

.

یک پیاده رو تقریبا خلوت :

یک مرد ، یک زن ، یک زوج ؛ خوشبختیشان پای خودشان !

یک مرد ، یک مرد ، یک شراکت ؛ سود و ضرررش پای خودشان !

یک زن ، یک زن ، یک رفاقت ؛ معرفت و اعتمادشان پای خودشان !

و انتهای پیاده رو …

یک من ، یک تنهایی ، یک رنج ؛ آخر و عاقبتش پای تو !

.

.

.

تنهایی یعنی گوشیت نقش MP3 Player رو داشته باشه …

.

.

.

تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم

گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !

.

.

.

مثل آتیش تو صحرا / یا که طوفان تو دریا

مثل ظلمت توی شب ها / جون به لب موندم و تنها


نظرات()   
   
پنجشنبه 1 مهر 1395  11:03 ق.ظ


STEDAD AJIBI

من نمی دانستم ، که سر انجام چه آید به سرم ؟

تو مرا خوب نگر ، شاید این بار ببینی که تو را منتظرم !

.

.

به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت

من به این معجزه ایمان دارم

منتظر باید بود تا زمستان برود ، غنچه ها گل بکنند !

.

.

ساقی،بی خیال من! 
سهم مراهم بریز برای زمین….

بگذار جاده ها مست کنند؛ شاید مسافرم را برایم پس آوردند…!

.

.

آنقدر چشم انتظار آمدنت نشستم

که تمامی دربهای باز ,

بر روی پاشنه انتظار پوسیدند

.

.

صدایم نکرد

نگفت نرو برگرد و من رفتم

رفتم به سوی تنهایی انتظار

انتظار شنیدن صدای او که بگوید دوستت دارم برگرد …

.

.

چه میشد اگر زمین گرد نبود تا من گوشه اى به انتظارت بنشینم !

منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش …

اشک هایت را با دست های خودت پاک کن که همه رهگذرند !!!

.

.

انتظار کشیدن برای “”تو””چه زیباست….

وقتی کنارساحل دل تنگی نشسته ام

وتو با شاخه گلی از بهانه های عاشقانه می آیی….

⬅چشم انتظارت ➡

.

.

نگاه کن آن دور دست ها یکی تنها به انتظار ایستاده

لبخندی عاشقانه ، دستی برایش تکان بده

تا بشکند حصار سنگی تنهایی اش

.

.

سلام بر دلهایی که درکلاس انتظار غیبت نکردند….

.

.

باز من

باز انتظار

باز دوتا چشم خیره به دیوار

باز حسرت یه دیدار

باز من

باز هم! انتظار…

.

.

چه نُتِ غم انگیزی دارد

بوقِ انتظارِ تلفنی

که به سلام ات نمی رسد…

.

.

باز من موندمو یه نیمکت خالی

من موندم در انتظار دیدار تو

ولی نمیایی…

و من

باز هم تنها رو نیمکت غم و اندوه

بی تو

غروب خورشید را نظاره می کنم

به این امید که شاید بیایی…

.

تمام ساعت هایم را میفروشم…

زمان برایم چه اهمیتی دارد وقتی در انتظار آمدنت نباشم…

.

.

انتظار بارانی را میکشم

که پلک بر هم بگذارم باریده است !

بانو !

به تماشای باران ستاره ها

بی چتر بیا

.

.

من چه میدانستم وقتی از کوچه های کودکی ام عبور کردم

به خیابان بیهودگی وتنهایی قدم میگذارم

وآنهمه اشتیاق برای بزرگ شدن

فقط برای رسیدن به تاریکی بود

آنهمه عشق برای سلام

برای رسیدن به خداحافظی بود

وآنهمه شتاب برای سپردن ثانیه ها

برای رسیدن به همین انتظار

.

.

.

تو را در باد گم کرد

و به انتظار نشست

و نمی دانست

مسافران باد را بازگشتی نیست

.

.

.

خیلی وقت است فراموش کرده ام …

کدامیک را سخت تر می کشم… ؟

رنــــج !

انتظار !

.

.

.

در انتظار آمدن کسی بودن که می‌دانی نمی‌آیند حماقت نیست ، عشق است . . .

.

.

.

استعداد عجیبی در شکستن داری

قلب ، غرور ، پیمان

استعداد عجیبی در نشستن دارم

به پای تو ، به امید تو ، در انتظار تو

.

.

.

دیر رسیدن با هرگز نرسیدن هیچ فرقی نمی کند

وقتی تو در هیچ کجای این جاده، انتظار مرا نمی‌ کشی

.

.

.

انتظار …

شش حرف و چهار نقطه ، کلمه ی کوتاهیست ، اما سالها طول خواهد کشید تا بفهمی یعنی چه …

کاش منتظرت نبودم ، کاش می شد گفت “یادت مرا فراموش”….

.

.

.

به انتظار ِ تصویر ِ تو

این دفتر ِ خالی

تا چند

تا چند

ورق خواهد خورد ؟

.

.

.

یادت باشد

من اینجا کنار همین رویاهای زودگذر

به انتظار آمدن تو

خط های سفید جاده را می شمارم

.

.

.

کاش انتظار به اندازه کشیدن یک نخ سیگار بود


نظرات()   
   
چهارشنبه 31 شهریور 1395  09:17 ق.ظ

pesar va dokhtar2015 (26)
مجموعه : عاشقانه»»احساسی

دلــــم تنگ شده….

برای وقتی که میگفتی: دلــــم واســــتـ تنــــــــگ شـــــدهــ

دلم تنگه:

برای بودنـــــــــت

شایدم برای لبخنــــــد خودم

دلـــــم برای همه چیز تنگ شده جز

نبـــــــــودنتــــــ
.
.
.
.
خوابیدن میان دستان تو
بیدار شدن روبه روی چشمان تو
دیدن لبخند هر روزه ی تو
گرفتن دستان گرم تو
سر بر بازوی تو نهادن
سرت را به سینه فشردن
راه رفتن بازو به بازو کنار نگاه تو
این است تنها آرزوی من , رویای همه ی شبهای من ..

.
.
.
.
نمیدونم چرا رفتی

شاید اشتباه کردم و تو بدون اینکه به فکر غربت چشمانم باشی

رفتی

و بعد از رفتنت باران چقد معصومانه میباره

و تمام زندگیم از دست خواهد رفت

و من بعد از تو هزاران بار در ثانیه خواهم مرد
ـــــــــــــــــــــــ یــــــک احساس ــــــــــــــــــــ


نظرات()   
   
دوشنبه 29 شهریور 1395  09:29 ق.ظ

دخترک تنها لب پنچره


دخترک تنها لب پنچره

یادت هست ، خیالت هست ، خاطراتت هست
فقط کمی جای تو خالیست ، نمی آیی؟…
::
::
تقصیر تو نبود !
خودم نخواستم چراغ قدیمی خاطره ها خاموش شود !
خودم شعرهای شبانه اشک را فراموش نکردم !
خودم کنار آرزوی آمدنت اردو زدم !
حالا نه گریه های من دینی بر گردن تو دارند ،
نه تو چیزی بدهکار دلتنگی این همه ترانه ای . . .
::
::
کوه های غرورم از گناه رفتنت آب شده ؛ تا قبل از سیل برگرد …
سیل که بیاید همه را با خود می برد حتی خاطراتت را !
::
::
موقع Delete فولدر خاطراتت ، ذهنم Error می دهد !
گمانم یکی از فایلها در حال اجراست . . .
::
::
کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود
تا هروقت از سر دلتنگی به رویش دست می ‌کشیدم ،
تو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدی …
::
::
من خاطرت را میخواستم نه خاطره ات را . . .
::
::
زیر درخت سیب نذر کرده ام به آمدنت …
فصل شکوفه زدن از خاطرات نزدیک است !
::
::
میروم تا در آغوش خاک قرار گیرم ، و تمام خاطراتمان را به خاک بسپارم
چون دیگر بعد تو پناهی بهتر از آغوش خاک ندارم . . .
::
::
دست خالی‌ که نمی‌شود به پیشواز خاطره رفت !
من هم وقتی‌ چمدانم پر از گریه شد راه می‌‌افتم …
::
::
به هم میرسیم ۳ نفر میشیم
من و تو و شادی
از هم دور میشیم ۴ نفر میشیم
تو و تنهایی، من و خاطره
::
::
گاهی باید فاتحه خاطره ای رو خوند !
وگر نه همون خاطره فاتحه تو رو می خونه . . .
::
::
از بعضی از آدمها تنها خاطره می ماند !
از بعضی های دیگر هم هیچ !
خاطره ساختن لیاقت می خواهد !
::
::
ﻫﺮ ﺁﺩمی ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ . . .
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ
ﯾﮏ جایی
به ﯾﮏ ﻫﻮﺍﯾﯽ
ﺑﺮمبگردد !
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺴﺖ !
ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ !
::
::
هیس …
حواس تنهایی ام را با خاطرات باتو بودن پرت کرده ام
بگو کسی حرفی نزند
بگذار لحظه ای آرام بگیرم …
::
::
خاطره یعنی یک سکوت غیر منتظره میان خنده هایی بلند!
::
::
میگوینــد: بــاران کــه میزنــد ,
بــوی ” خــاک “بلنــد می شــود…
امــا ,اینجــا بــاران کــه میزنــد ;
بــوی ” خاطــره ” بلنــد میشــود …!
::
::
دلم که گرفته باشد باصدای دستفروش دوره گرد هم گریه میکنم!
چه رسد به مرور خاطرات باهم بودنمان…
::
::
بارانِ سربی میشود
وقتی نیستی میریزد بر سرم
خاطراتـــــتــــــ . . .
::
::
من هر روز تلاش می کنم که در خاطرم بماند
و تو هر روز تلاش می کنی که فراموش کنی …
چه بلاتکلیفند خاطراتمان !
::
::
می آیی . . .
عاشق می کنی . . .
محو میشوی . . .
تا فراموشت می کنم ، دوباره می آیی . . .
تازه می کنی خاطراتت را . . .
محو میشوی . . . .


نظرات()   
   
سه شنبه 23 شهریور 1395  09:39 ق.ظ

دل به دل راه دارد

بهار هم که نباشد ، من به مهربانی تو ای دوست ، از شکوفه لبریزم !
.
.
تقویم امسال من باز هم سپید ماند…
اتفاق ها منتظر تو اند !
.
.
شاید امسال دست در دست بهار آمدی
در را باز می گذارم
اگر لحظه تحویل خواب ماندم ، بیا داخل ، کسی نیست ؛ بیدارم کن !
.
.
هفت سینم سین سیمایت را کم دارد !
.
.
بهار تویی که می آیی ، که می نشینی کنار هفت سین
نگاهت می کنم و سبز می شوم !
بهار چشمهای توست که شکوفه می پاشد بر من
بهار تویی که می آیی ، که نو می شوی در دلم هر سال
بهار تویی که می آیی …
.
.
بر سفره ی هفت سین نشستن نیکوست
هم سنبل و سیب و دود کُندر خوشبوست
افسوس که هر سفره کنارش خالی ست
از پاره دلی گمشده یا همدم و دوست …
.
.
ﺳﻨﮕﯽ ﺷﺪﻥ ﺩﻟﻢ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﯿﻦ ﺳﻔﺮﻩ ﯼ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ !
.
.
چه اعجازیست بهار لب هایت !!!
با هر بوسه که میکاری ، گونه هایم گل می دهد …
.
.
به لباسهایی فکر می کنم که خریده ام
اما تو نیستی که ببینی …
.
.
تکان می دهد خانه را سالی که می آید …
سرگرمیِ خوبیست : تو عکسِ قابت را و من قاب عکست را عوض می کنم و آغاز می شود سال تنهایی !
.
.
جاودان باد سایه عزیزانی که شادی را علتند نه شریک و غم را شریکند نه دلیل !
نوروزتان پر ز شادی و عاری از غم باد …
.
.
ماییم و هفت سینی که امسال شش سین دارد
چرا که سبزی حضور تو درخانه نیست !
.
.
ماه من چهره برافروز که آمد شب عید
عید بر چهره چون ماه تو می باید دید
نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت
سال نو با طرب و غلغله شوق دمید
.
.
تو بخند تا سراسیمه شود بویِ بهار …
“سید علی میرافضلی”
.
.
برایم مثل همین “بهار” می مانی
آمدنت را همیشه تحویل میگیرم …
.
.
ماه من چهره برافروز که آمد شب عید
عید بر چهره چون ماه تو می باید دید
نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت
سال نو با طرب و غلغله شوق دمید
.
.
کاش امسال “تو” را به من عیدی میدادند !


نظرات()   
   
شنبه 20 شهریور 1395  09:36 ق.ظ

bTab.ir

من از این فاصله ها دلگیرم


گرچه با هر قدمش میمیرم


تو که احساس منو میفهمی


پس ببین عاشق بی تقصیرم


نظرات()   
   
پنجشنبه 18 شهریور 1395  09:52 ق.ظ

bTab.ir

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدایا


آسمانت چه طعمی دارید …؟


من که فقط زمین خوردم!


نظرات()   
   
چهارشنبه 17 شهریور 1395  10:09 ق.ظ

bTab.ir

کاش می شـــــــــــــد


تنها برای یک لحظه ، جایمان را با هم عوض میکردیم


این طوری شاید


تو میفهمیدی چقدر بی انصافی


و من میفهمیدم چرا … ؟


نظرات()   
   
سه شنبه 16 شهریور 1395  09:31 ق.ظ

bTab.ir 0203

عشق یعنی حسرت پنهان دل


زندگی در گوشه ویران دل


عشق یعنی سایه در یک خیال


آرزوی سرکش و گاهی محال


نظرات()   
   
دوشنبه 15 شهریور 1395  10:00 ق.ظ

طلـــــــــــــوع مجدد آفتاب میتونه

پایان یه شب بیتاب باشه

یه خبر از طرف اون میتونه

شروع مجدد لحظه های ناب باشه


نظرات()   
   
یکشنبه 14 شهریور 1395  09:37 ق.ظ

قسم به آن لحظه دیدار
آن هنگام که قلبم به سینه می کوبید
و خون به گونه هایم میدوید
امروز
دوریت سخت قلبم را می فشارد
سخت

ب*اران


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :5  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic