تاراجون - مطالب ابر متن احساسی
یکشنبه 3 مرداد 1395  05:24 ب.ظ





به گل های یاس که نگاه میکنی انگاری دارن فکر میکنن

یه تفکر سفید

یه سکوت پربار دارن

خیلی نازک هستن

ظریف و کوچیک،اما وقتی میخوای از شاخه جداشون کنی

عطرشونو از هیچ کس دریغ ندارن

حتی تو خونه های قدیمی و کاه گلی هم باز میشن

خیلی بی ادعا و کم توقع و در عین حال

خیلی بزرگ و زیبا هستن.

درست مثل تو

از تو و به یاد تو می نویسم ...


نظرات()   
   
شنبه 2 مرداد 1395  09:38 ق.ظ




بی آن‌که بوی تو مستم کند

تا ده می‌شمارم

انگشتانم گرد کمرگاه مدادم تاب می‌خورند

و ترانه‌ای متولد می‌شود

که زاده‌ی دست‌های توست-

شاعرم

به از تو سرودن معتادم



"شمس لنگرودی"


نظرات()   
   
چهارشنبه 30 تیر 1395  09:45 ق.ظ

 

 

پاروی پاااااااااااااا

 

روی سکوهااااااااا

 

مث بچیگیاااااااااااااااا

 

دنبال توام ای عاشق تنهاااااااااااااا



نظرات()   
   
سه شنبه 29 تیر 1395  09:36 ق.ظ

به طعنه گفت به من : روزگار جانکاه است
به من! که هر نفسم آه در بی آه است

در آسمان خبری از ستاره من نیست
که هر چه بخت بلند است عمر کوتاه است

به جای سرزنش من به او نگاه کنید
دلیل سر به هوا بودن زمین ماه است

شب مشاهده چشم آن کمان ابروست! 
کمین کنید که امشب سر بزنگاه است

شرار شوق و تب شرم و بوسه دیدار
شب خجالت من از لب تو در راه است....

فاضل نظری


نظرات()   
   
شنبه 26 تیر 1395  09:30 ق.ظ



برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی

به حرف هایم گوش دادی

به من جرأت و شهامت دادی

مرا در آغوش گرفتی

با من شریک شدی

خواستی در کنارم باشی

به من اعتماد کردی

مرا تحسین کردی

گفتی دوستت دارم

در فکر من بودی

برایم شادی آوردی

به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی

دلتنگم بودی

به من دلداری دادی

در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی

تو را سپاس


نظرات()   
   
چهارشنبه 23 تیر 1395  09:29 ق.ظ



به جــرم دوس داشـتن تــــــو

میــــــخوان مجـــازاتم کـــــنن

میـــــخوان که از دنـیای تـــــو

بــی حـــرکت ، ماتــــم کــــنن

...


نظرات()   
   
سه شنبه 22 تیر 1395  09:55 ق.ظ



 

برای عشق تمنا كن ولی خار نشو.

برای عشق قبول كن ولی غرورتت را از دست نده .

 برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو.

برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه.

برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن .

برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر .

برای عشق وصال كن ولی فرار نكن .

برای عشق زندگی كن ولی عاشقونه زندگی كن .

برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش .
برای عشق خودت باش ولی خوب باش


نظرات()   
   
دوشنبه 21 تیر 1395  09:50 ق.ظ

من اگه خدا بودم ...!



اینقدر هوای دو نفره رو به رخ تک نفره ها نمیکشیدم ...!



نـتــرس از هجـــــ ـــ ـوم حـضــــــ ــــ ــورم ..!



چــــیزی جــــ ـــ ـز تـــنــهایی با من نیـــستـــــ ـــ ـ ..




رد پاهایم را پاک می کنم

به کسی نگویید

من روزی در این دنیا بودم.

خدایا

می شود استعـــــفا دهم؟!

کم اورده ام ....


نظرات()   
   
یکشنبه 20 تیر 1395  09:27 ق.ظ

حس قشنگ با تو بودن

چشم به راهم …

تا برگردی کنارم …


تا بازم حس کنم …

حس قشنگ با تو بودن رو …


نظرات()   
   
شنبه 19 تیر 1395  09:42 ق.ظ


اولین تو بودی

آخرین هم تو خواهی بود

نمی خواهم طعم چشم دیگری را بنوشم

انتظار بارانت سخت هم باشد

فقط به خیال آمدنت

خیس خیسم


نظرات()   
   
دوشنبه 14 تیر 1395  09:58 ق.ظ

دقت کردی
 
دقت کردی وقتی حرف از دلتنگی میزنی اون حرف از رفتن میزنه


دقت کردی صد بار بهش میگی دوست دارم ولی اون حتی نمیگه منم

دقت کردی میگی میخوام ببینمت میگه نمیتونم بیام بیرون ولی نیم ساعت بعد میبینیش با عجله داره میره جایی

دقت کردی ارزوته یه بار اسمت رو صدا کنه ولی بهت میگه شما

دقت کردی بهش میگی از دوریت رگمو زدم میگه مگه من گفتم خودزنی کنی

دقت کردی چقدر واست غرور داره ولی تو چقدر ساده ای

دقت کردی میگی کی میشه ما به هم برسیم میگه داستان نگو دوباره

اصلا دقت کردی چرا با این همه سردی هنوزم باهاشی؟؟!!


نظرات()   
   
یکشنبه 13 تیر 1395  10:01 ق.ظ

نتیجه تصویری برای عشقی

دختری بود نابینا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس **** گاه تو خواهم شد »

***
و چنین شد که آمد آن روزی
که یک نفر پیدا شد
که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد
و دختر آسمان را دید و زمین را
رودخانه ها و درختها را
آدمیان و پرنده ها را
و نفرت از روانش رخت بر بست

***
دلداده به دیدنش آمد
و یاد آورد وعده دیرینش شد :
« بیا و با من عروسی کن
ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »

***
دختر برخود بلرزید
و به زمزمه با خود گفت :
« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »
دلداده اش هم نابینا بود
و دختر قاطعانه جواب داد:
قادر به همسری با او نیست

***
دلداده رو به دیگر سو کرد
که دختر اشکهایش را نبیند
و در حالی که از او دور می شد گفت
« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »


نظرات()   
   
شنبه 12 تیر 1395  09:54 ق.ظ


مـدتهـآسـت


چهـره ات رآ در ذهـنـم نقـآشے مـےڪنـم . . .


عـآشقـآنـﮧ ، کارم را خـوب بلـدم !


هـیــــــس . . .


بیـن خـودمـآטּ بـآشـد ،


بـدجـور سـر ڪشیـدטּ چشمات گیـر ڪـرده ام . .


نظرات()   
   
سه شنبه 8 تیر 1395  09:50 ق.ظ

چقدر خوبه ..

کسی هست ..

که وقتی بهش فکر می کنی !

اونقدر گرم میشی..

که یادت میره ..

اتـــــاقت چقدر سرده ..!!!!!!!!!


برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید



نظرات()   
   
پنجشنبه 3 تیر 1395  10:06 ق.ظ

مـَــــــنــــ ..

فقط ســـاز " تـــــــــو " ام

تنها  " تـــــــــو "  نــوازشـم کُــن

تنها  " تـــــــــو "  مَـــرا بـنــــواز !...

 


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :5  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic