تاراجون - مطالب ابر متن عاشقانه
دوشنبه 1 آبان 1396  09:13 ق.ظ

زندگی خیلی کوتاه ست،

آنقدر کوتاه که حتی صد سال زیستن هم با یک چشم بر هم زدن تمام می شود و می رود.

مثل آب خوردن. مثل یک چرت کوتاه.

پروسه ی زندگی هیچگاه به من ربطی نداشت.

به من ربطی ندارد چند سال قرار است عمر کنم.

اما به من مربوط است که تو همیشه باشی...

که تو همیشه باشی و محکم دوستم داشته باشی...

محکم برای تمام عمــــــــر.

حتی اگر قرار باشد 2 روز و 2 ساعت عمر کنم


نظرات()   
   
شنبه 29 مهر 1396  10:43 ق.ظ

قرار نیست دنیامون رو بزرگ کنیم که توش گم بشیم،

تو همون دنیایی که هستیم. میشه آدم بزرگى باشیم!

روزیکه مردم بفهمند هیچ چیز عیب نیست جز قضاوت ومسخره کردن دیگران.

هیچ چیز گناه نیست جز حق الناس. هیچ چیز ثواب نیست جز خدمت به دیگران.

 هیچ کس اسطوره نیست الا در مهربانی و انسانیت.

هیچ دینی با ارزشتر از انسانیت نیست.....

هیچ چیز جاودانه نمیماند جز عشق.......

هیچ چیز ماندگار نیست جز خوبی و بدی....

هیچ سعادتی بالاتر از آگاهی نیست....

 هیچ دشمنی خطرناکتر از جهل نیست...

زمین تبدیل میشد به بهشتی سراسر عشق و مهربانی

جمله های آرامش بخش برای داشتن زندگی زیبا, تصاویر زندگی زیبا


نظرات()   
   
سه شنبه 18 مهر 1396  10:23 ق.ظ

پایان همه چیز در کجاست؟

گریه نمی کرد هرگز در مرگ مادرش

و نکرده بود هرگز در ترک همسرش

پچ پچ می کردند زنان پشت سرش

که بسیار بی احساس است خیر سرش

وفحش می خورد از مردان که گور پدرش

و چه بی صدا می شکست تمام اعضای بدنش

او سال ها بود که مرده بود

در نبود فرهنگ درک در کشورش
 
دیگر نمی دانم چه بگویم
 


نظرات()   
   
یکشنبه 16 مهر 1396  09:15 ق.ظ

آشناهای غریب همیشه زیادند

ولی ما برای آنها…

نمیدانم واقعا چرا و چگونه میشود

که همه روزی

آشنای غریب میشوند

یکی هست ولی نیست

یکی نیست ولی هست

یکی میگوید هستم ولی نیست

یکی میگوید نیستم ولی هست

و در پایان همه بودنها و نبودنها

تازه متوجه میشوی

که:
یکی بود هیشکی نبود

این است دردی که درمانش را نمیدانند

و ما هم نمیدانیم

که آن یکی که هست کیست

و آن هیچکس کجاست

کاش میشد یافت

کاش میشد شکستنی نبود

کاش میشد زیر بار این همه بودن و نبودن

خرد نشد…..
 
 
خرد نشد…..
 


نظرات()   
   
چهارشنبه 22 شهریور 1396  10:24 ق.ظ

چه جوری شد نمی‌دونم که عشق افتاده به جونم

خودت خونسردی اما من، نه اینطوری نمیتونم

دارم حس میکنم هر روز به تو وابسته‌تر میشم

تو انگاری حواست نیست دارم دیوونه‌تر میشم

یه حالی دارم این روزا نه آرومم نه آشوبم…

به حالم اعتباری نیست تو که خوبی منم خوبم

بگو با من چیکار کردی که اینجور درب و داغونم

نه گریونم نه خندونم مثل موهات پریشونم

من از فکر و خیال تو همش سردرد می‌گیرم

سر تو با خودم با تو با یه دنیا درگیرم

یه حالی دارم این روزا نه آرومم نه آشوبم

به حالم اعتباری نیست تو که خوبی منم خوبم


نظرات()   
   
سه شنبه 21 شهریور 1396  11:00 ق.ظ

صبح از تو می دمد دوباره در دیار من

بوی بنفشه می دهد هر سحر و بهار من

تویی هوا تویی نفس تویی تمام آرزو

کویر من نگار من لاله و سبزه زار من...


نظرات()   
   
دوشنبه 20 شهریور 1396  11:13 ق.ظ

دل من هرزه نـبـود ...
دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا !!!
به کجا ؟!
معـلـوم است ، به در خانه تو !
دل من عادت داشـت
که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری
که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...
دل من ساکن دیوار و دری
که تو هر روز از آن می گـذری .
دل من ساکن دستان تو بود
دل من گوشه یک باغـچه بـود
که تو هر روز به آن می نگری
راستی ،دل من را دیدی...؟!


نظرات()   
   
پنجشنبه 16 شهریور 1396  10:49 ق.ظ

چه زود میگذرد لحظه هایمان با هم
دقیقه های خوش و آشناییمان با هم
تو رفتی و من این را به چشم خود دیدم
میان فاصله ی ردپایمان با هم
تمام فکر مرا این سوال پر میکند که آیا
فرق میکند خدایمان با هم؟
قبول کن پس از آن روز و آخرین دیدار
کمی عوض شده حال و هوایمان با هم
برای اینکه بفهمی چه میکشم ای کاش
عوض شود دو سه ثانیه جایمان با هم
.


نظرات()   
   
دوشنبه 13 شهریور 1396  10:37 ق.ظ

همیشه برایم سوال است :
اگر قرار بود روزی او را از دست بدهم،
چرا خدا خواست که...
دوستش داشته باشم ؟؟؟؟؟؟



نظرات()   
   
پنجشنبه 2 شهریور 1396  09:50 ق.ظ

وقتی مردم

هیچ کس مرا نشُست

و کفنی بر تنم نکردند

حتی گوری نداشتم که در آن بیآرامم

کرم ها و حشرات به سراغم نیامدند

ولی من مرده بودم

باور کنید که مرده بودم

تنم یخ زده بود

داشتم بو می گرفتم

ولی کسی باور نمی کرد که من مرده باشم

کسی به من اجازه نمی داد که بمیرم

چاره ای نبود

از جا برخاستم

فریاد زدم آهای من مرده ام

همه خندیدند

گفتم ثابت می کنم

تیغ را برداشتم

شاهرگم را زدم

خون فواره زد

همه به سمتم دویدند

حالا باور کرده اند که من مرده ام




نظرات()   
   
دوشنبه 30 مرداد 1396  09:48 ق.ظ

وقتی می گویم سراغم نیا,


نه این که فراموشت کرده ام . . . ! !


یا دیگر دوستت ندارم !


نه,


من فقط فهمیده ام;


وقتی دلت با من نیست . . .


بودنت مشکلی را حل نمی کند


تنها دلتنگ ترم می کند.


نظرات()   
   
چهارشنبه 25 مرداد 1396  11:00 ق.ظ

گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت

گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشان است ..


گفتم مرا غم تو ، خوشتر زشادمانی

گفتا که در ره ما ، غم نیز شادمانیست ..


گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم

گفت آنکه سوخت او را کی ناله یا فغان است ..


گفتم فراق تا کی ؟ گفتا که تا تو هستی

گفتم نفس همین است .. گفتا سخن همان است ..



نظرات()   
   
دوشنبه 19 تیر 1396  11:18 ق.ظ

تنها بهانه برای بودنم(متن عاشقانه)

دلم گرفته همنفسم

بی قراری های دلم

چه آسان دل بریدی
تلخ ترین خاطره زندگی
گذشته خاک خورده....
می نویسم از عشق و اشک

بی تو نفس کشیدن محال است
من هم مثل گذشته میمانم تنها...

عاشقانه ترین لحظه ی زندگی ام
این دل شکسته ام فدای سرت بی وفا
شور عشق
بی خیال تر از همیشه ای ، بی وفاتر از گذشته ای
روز بارانی عشق من و تو
میلادت مبارک ای بهترین عشق
بدجور دلم را شکست
فرار از عشق، گریز از انتظار
آغوش عشقم, آخرین سرپناه من


نظرات()   
   
دوشنبه 12 تیر 1396  09:46 ق.ظ

دیدی که سخت نیست تنها بدون من؟!

و صبح می شوند،شبها بدون من

این نبض زندگی بی وقفه می زند

فرقی نمی کند با من یا بدون من

دیروز اگرچه سخت،امروز هم گذشت

طوری نمی شود فردا بدون من

گاهی گرفته ام...

اینجا بدون تو...

تو چه؟ چگونه ای؟

آنجا بدون من؟!......


نظرات()   
   
یکشنبه 11 تیر 1396  09:37 ق.ظ



آن روز را می بینم
بگردی دنبالم
بپرسی از همه
هنوز دوستت دارم
به این فک کنم
چی موند ازت برام
به این فک کنی
بدون تو کجام
نگاه کنی برات
چی مونده از شکست
پلهای که یه شب
پشت سرت شکست
ندونی از خودت
کجا فرار کنی
ندونی با دلت باید چکار کنی
به این فکر کنی
چه جوری برگردی
بپرسی از خودت
کجا گمم کردی
شاید یه روز سرد
شاید یه نیمه شب
دلت بخواد بشه
برگردی به عقب


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :4  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic