تاراجون - مطالب ابر انتظار
چهارشنبه 3 آبان 1396  09:33 ق.ظ

بگو ماه را چه وعده داده ای
که هرشب اینطور مبهوتانه به انتظار می نشیند؟
دریا را چگونه تنها گذاشته ای
که اینطور دیوانه وار سر به صخره های حسرت میکوبد؟
باد را کجا قرار گذاشته ای
که شرورانه دنبال رسیدن است؟
پاییز را از چه ترسانده ای
که همه برگهایش فراری شده اند
و
قلبم را چه گفته ای
که مدتهاست
به سینه ام مشت میکوبد؟



نظرات()   
   
پنجشنبه 27 مهر 1396  09:29 ق.ظ

خیلی از یخ کردن های ما از سرما نیست


آنروزکه سقف خانه ها چوبی بود!
گفتارو عمل در همه جا خوبی بود!
امروز بنای خانه ها سنگ شده!
دلها همه با بنا هماهنگ شده!
———————————————

گرگها هرگز گریه نمیکنند اما گاهی عرصه زندگی چنان بر آنها تنگ میشود
که بر فراز بلندترین قله ها دردناک ترین زوزه ها را میکشند

———————————————
باران کـه میبـارد……
دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود…..
راه می افـتم …
بـدون چـتـر …
من بـغض می کنـم …
آسمـان گـریـه …
———————————————

اگر درد داری… تحمل کن…
روی هم که تلنبار شد…
دیگر نمیفهمی کدام درد از کجاس…!
کم کم خودش بی حس میشود…!
———————————————

گاهی انسان ، به حال خویش می گرید که چرا انسانیت دارد در قبال بعضی ها ..!!!
———————————————

آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همینجاست بخند
دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخىکاغذی ماست بخند
آدمک خر نشوی گریه کنی
آن خدایی که بزرگش خواندی
بخدا مثل تو تنهاست بخند
———————————————

سرم را شاید بتوانند دیگران گرم کنند اما وقتى تو نیستى،هیچکس نیست دلم را گرم کند!
———————————————

به تنهائیم خیانت نمیکنم زیرا خیانتی سنگینتر انتظارم را خواهد کشید ….
———————————————

میروی تعجب نکن چرا گریه نمی کنم زیرا رفتن تو یه لحظه و فاصله ی تنهایی یه عمر


نظرات()   
   
یکشنبه 18 تیر 1396  11:08 ق.ظ

مرگ باردار است
و تولد هم
مرگ می خندد
و تولد غمگین
مرگ سیب می خورد
چون می خواهد نوزادش زیبا متولد شود
و تولد سرنگ مرگ به خونش تزریق می کند
چون نمیخواهد فرزندش با فقر دست و پنجه نرم كند
مرگ در انتظار تولد نوزادش است
و تولد در انتظار مرگ جنین...
.
.
نوزاد تولد افتاد
و صدای گریه ی مرگِ نورسیده فضا را پر كرد... ... 


نظرات()   
   
شنبه 9 اردیبهشت 1396  10:16 ق.ظ

اما ...

اما عزیز خسته و داغدار من...

با همه اشتیاقم...

بگذار در سودای با تو بودن بمانم

بگذار هیچ جلوه ای از زمین در تصویر عاشقانه و خدایی خیال من نباشد

بگذار در اشتیاق دیدار تو بمانم...

بگذار نفسهایم در آرزوی دیدار تو به شماره افتد...

بگذار همه آن چیزهایی که خدا بی حضور مادی تو

بر من بخشیده است...دست نخورده بماند

بگذار لطافت انتظار را در سینه پر اندوه خود

به تمامی لمس کنم.....

بگذار افقهای خیالم را برای دیدار تو

به نظاره بنشینم....

بگذار خلوتگاه درونم با هاله ای از نور خدایگونه روحت پوشانده شود...

بگذار در حسرت دیدار تو بمانم...

بگذار سوز و گداز سینه ام....پر جوش بماند...

بگذار پر التهاب بمانم....

بگذار همیشه و برای ابد....

دلتنگ تو بمانم...


نظرات()   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات