تاراجون - مطالب بهمن 1395
پنجشنبه 28 بهمن 1395  11:32 ق.ظ


 در سایه ی یک نگـــاه

گاهی می توان دمی آسود

در جاری یک صـــدا

گاهی می توان غرق بودن شد

در حجم بودن عـشــق

گاهی می توان هیچ شد

در اوج یک آسمان مـهـــر

گاهی می توان از هزاران قله گذشت

می توان در هجوم تمام هستها نیست شد

و در برابر تمام نبودنها به یک بـــودن بالید


نظرات()   
   
چهارشنبه 27 بهمن 1395  11:23 ق.ظ

بیش از اینها آه آری

بیش از اینها می توان خامش ماند

می توان ساعات طولانی

با نگاهی چون نگاه مردگان ثابت

خیره شد در دود یک سیگار

خیره شد در شکل یک فنجان

در گلی بیرنگ بر قالی

در خطی موهوم بر دیوار

می توان با پنجه های خشک

پرده را یکسو کشید و دید

در میان کوچه باران تند می بارد

کودکی با بادبادکهای رنگینش

ایستاده زیر یک طاقی

گاری فرسوده ای میدان خالی را

با شتابی پر هیاهو ترک میگوید

می توان بر جای باقی ماند

 در کنار پرده ‚ اما کور ‚ اما کر

می توان فریاد زد

 با صدایی سخت کاذب سخت بیگانه

دوست می دارم

می توان در بازوان چیره ی یک مرد

ماده ای زیبا و سالم بود

می توان دربستر یک مست ‚ یک دیوانه ‚ یک ولگرد

عصمت یک عشق را آلود

می توان با زیرکی تحقیر کرد

هر معمای شگفتی را

می توان به حل جدولی پرداخت

می توان تنها به کشف پاسخی بیهوده دل خوش ساخت

پاسخی بیهوده آری پنج یا شش حرف

 می توان یک عمر زانو زد

با سری افکنده در پای ضریحی سرد

می توان در گور مجهولی خدا را دید

می توان با سکه ای نا چیز ایمان یافت

می توان در حجره های مسجدی پوسید

چون زیارتنامه خوانی پیر

می توان چون صفر در تفریق و در جمع و ضرب

حاصلی پیوسته یکسان داشت

می توان چشم ترا در پیله قهرش

دکمه بیرنگ کفش کهنه ای پنداشت

می توان چون آب در گودال خود خشکید

می توان زیبایی یک لحظه را با شرم

مثل یک عکس سیاه مضحک فوری

در ته صندوق مخفی کرد

می توان در قاب خالی مانده یک روز

نقش یک محکوم یا مغلوب یا مصلوب را آویخت

می توان با صورتک ها رخنه دیوار را پوشاند

می توان با نقشهایی پوچ تر آمیخت

 می توان همچون عروسک های کوکی بود

با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید

می توان در جعبه ای ماهوت

 با تنی انباشته از کاه

سالها در لابلای تور و پولک خفت

می توان با هر فشار هرزه ی دستی

بی سبب فریاد کرد و گفت

آه من بسیار خوشبختم !

 


نظرات()   
   
سه شنبه 26 بهمن 1395  11:27 ق.ظ

عکس عاشقانه

 چشمام اشکاتو میدید

قلبم درداتو فهمید

اما…..

دلم لرزید بدون ایمکه بخوام

نمیونی تنهایی چقد سخته نیستی تووووووو

بعد اون روز دلم یه روز خوش ندید

شدم یه ادم تنها یه افسرده شدید

میدونم شاید دیگ دلت واسه من نمیسوزه

دوست دارم دوست دارم دوست دارم هنوزم ک هنوزه

……………………………………

دلم برات خیلی تنگ شده …. تنگ شدهه 


نظرات()   
   
دوشنبه 25 بهمن 1395  11:02 ق.ظ

خدا حافظ ای رفته از خانه ام نگو بانگاه تو بیگانه ام
 

خداحافظ ای آخرین آرزو اگرقصه ی تازه داری بگو
 

دراین ماجرا من به تو باختم همان خانه ای را كه خودساختم
 

همان خانه كه نامه آن عشق بود
 

در آن هرچه بود از تو دل می سرود

                 


نظرات()   
   
یکشنبه 24 بهمن 1395  11:21 ق.ظ


 یه روز بهم گفت: «می خوام باهات دوست باشم؛آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام»

یه روز دیگه بهم گفت: «می خوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم فکر خوبیه.من هم خیلی تنهام»

یه روز دیگه گفت: «می خوام برم یه جای دور، جایی که هیچ مزاحمی نباشه
بعد که همه چیز روبراه شد تو هم بیا آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»

بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز تو نامه ش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا کردم آخه می دونی؟من اینجا خیلی تنهام»

براش یه لبخند کشیدم وزیرش نوشتم: «آره می دونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت:

«من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم: «آره می دونم فکر خوبیه من هم خیلی تنهام»

حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم
و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که نمی دونه

(من هنوز هم خیلی تنهام)
(من هنوز هم خیلی دوستت دارم)


نظرات()   
   
شنبه 23 بهمن 1395  10:59 ق.ظ

گـریه کـن مـرد ، مگـه از سنگـه دلت
گـریه خـوبه ، وقتـی کـه تنگـه دلت
گـریه کـن مـرد ، گـریه خـالیت مـی کنـه
گـاهـی اشـک حـالـی بـه حـالیت مـی کنـه
گـریه کـن مـرد ، وقتـی از غصـه پـری
وقتـی  از عـالـم و آدم مـی بـری
گـریـه کـن مـرد ، جـای بغـض تُـو گلـوت
رد شو از پیچ و خمای روبروت
گـریه بـد نیست ، آخـر حـادثـه نیست
گـریه کـن کـه اشـک مـرد، فـاجعـه نیست
بسّتـه مـرد، دلتـو راحت بـذار
خیلـی سخت نیست، خـم به ابروهـات بیـار
این غـرورت مـرگ و تـاراج تـوئه
گـریه کـن مـرد ، گـریه معـراج تـوئه


نظرات()   
   
چهارشنبه 20 بهمن 1395  11:11 ق.ظ

سند پاره میشود، قول پاره نمیشودپس مواظب قولهایمان باشیم
.
.

اشتباهات انسان، در ابتدا رهگذرند
 سپس میهمان میشوند و بعد صاحبخانه

.
.

انتظار معرفت از بغضی ها مثل این میمونه که:
 تو ایستگاه اتوبوس منتظر هواپیما باشی....
.
.
لطفا به ادامه ی مطلب مراجعه کنید
خسته ام
از تو نوشتن
کمی از خود می نویسم
این منم که دوستت دارم

..
به یاد داشته باش:
میزان انسانیت یک فرد
از نحوه برخورد او با دیگرانی که برای وی هیچ کاری نکرده اند، مشخص می شود

..
برنده می گوید مشکل است، اما ممکن
و بازنده می گوید ممکن است، اما مشکل

..

سعی نکن متفاوت باشی!
فقط "خوب باش"
خوب بودن به اندازه ی کافی متفاوت است...

..

نه التماس می‌کنم
نه خیره خیره نگاهت
فقط آه می‌کشم و سکوت میکنم
همین آه برای تمام زندگی‌ ات کافیست
..

علت تنـهایـــی مـن : دخـــدرای زشتو من دوس نـدارم
 دخـــدرای خـوشگلم منــو دوس نـدارن!!
خـوووو چــه غـــلطی بکنـــم ؟

..

میدونی چیه؟
اینقد دوستت دارم
که حتی اگر بخوامم
نمیتونم فراموشت کنم


نظرات()   
   
سه شنبه 19 بهمن 1395  11:31 ق.ظ

نـﮧ تـو نمیـבانــے

   هـچڪـس نمـے בانـد پشت ایـטּ چهره ے آرام

      בر בلـم چـه میـگذرב...

  نمـے בانـے

 ڪسـے نمـے בانـב

  ایـن آرامش ظـآهـرے و ایـטּ בل نـآ آرام

  چـقـבر פֿسـتـﮧ ام ڪرבه اسـت

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان


نظرات()   
   
دوشنبه 18 بهمن 1395  11:34 ق.ظ

http://www.axgig.com/images/51349932235985343597.jpg

هیچـــ کســ
ویرانی ام را حســـ نکرد
روز رفتنــــــــت را به خاطــــــــــر داری ؟
کفــــــش هایــــت را بغل کــــــــرده بــــودی..
مبـــــادا صدایـــــش گوش هایـــــم را آزار دهـــــــــد ! ! !
نـــــوک ِ پا ، نـــــوک ِ پا دور شــــدی
از همیـــــن گوشــــهـ کنــــار..
و امــــــــروز
بی ســــــر و صـــــــــدا پیدایـــــت شد
تـــــا بــــه رخ نکشـــــــــی اشتباهاتـــــــــــــم را
ایـــــن بـــــار کفــــش هایـــــت را می دزدم
مبــــــــــادا فکـــــر ِ رفتــــــــــن به ســـــرت بزنــــــــد ..




نظرات()   
   
یکشنبه 17 بهمن 1395  11:20 ق.ظ

love text_Rouzegar (8)

#خــــــــــوشبخــــت ترینم????
.
چـــون تـــ♥ـــــو رو دارم????
.
تــــــویی که حتـــــی فکر کردن بهت☺????
.
#قلبمـــ♥ــو گرم میکـــــنه????
.
تـــــو رو با همـــه #دنیــــــا هم عوض نمیکنم????
.
هیـــــچوقت اینقــــــدر #آرامش نداشتـــم????????
.
محبوب ِ #قلبـــــم ????
.
دوستـــ♥ـــت دارم???????????? 


نظرات()   
   
شنبه 16 بهمن 1395  12:18 ب.ظ

خدا گر پرده بردارد

ز روی کار آدمها

چه شادیها خورد بر هم

چه بازیها شود رسوا

یکی خندد ز آبادی

یکی گرید ز بر بادی

یکی از جان کند شادی

یکی از دل کند غوغا

چه کاذب ها شود صادق

چه صادق ها شود کاذب

چه عابدها شود فاسق

چه فاسق ها شود پیدا

چه زشتی ها شود رنگین

چه تلخی ها شود شیرین

چه بالاها رود پایین

چه اسفلها شود علیا

عجب صبری خدا دارد

که پرده بر نمیدارد

وگرنه بر زمین افتد

ز جیب محتسب مینا


نظرات()   
   
پنجشنبه 14 بهمن 1395  06:28 ب.ظ

میخوام بنویسـم

 از نامرכے כوست

میخوام بازے ڪـنـم با ڪـلمات

 و بنویسـم

 از כوستایــے ڪﮧ دلتو میشـڪـونـن

 ولی تو سـڪوت مــے ڪنــے

چون دوستشون כارے

میخوام بنویسم از

כوستــے ڪـﮧ باهات مونـد،

ولــے موندنش از هر رفتنــے سختره

میخوام بنویسـم از כلـم

 از تــــﮧ تــــﮧ כلـم ...

 از همون جایــے ڪـﮧ رفیقش نـﮧ تنها بـﮧ عشقش...

بلڪـﮧ بـﮧ باباشـم چشـم כاره!

 میخوام بنویسم

 از رفیق نا رفیقــے ڪـﮧ گفت تنهات نمیذارم
 
گفت همیشـﮧ باهاتـم ولــے رفت

 و خیانت ڪرכ ا ــــے نارفیق.

 بــﮧ ڪدامین گناه ناڪرכه..

تازیانـﮧ مــے زنــے بر اعتماכم؟

 زیر پایم را زوכ خالــے کردے

 سلام پر مهرت را باور ڪنم ، یا پاشیـכن زهر خیانتت را ؟

 


نظرات()   
   
پنجشنبه 14 بهمن 1395  03:52 ب.ظ

آخرین و جدیدترین یافته ها و اطلاعات درمورد تزریق چربی (جراحی واژن )  در لب های بزرگ  دستگاه تناسلی 

زنان. خطرات و فواید تزریق چربی در لب های بزرگ چیست؟؟

سوال : من اخیرا یک بیمار که حدود 100 سی سی در لب های بزرگش تزریق کرده بود مشاهده کردم که خیلی

 تعجب امیز به نظر میرسید . فواید این عمل چیست ؟ ایا فقط برای زیبایی استفاده میشود ؟

2- جهت افزایش لذت جنسی انجام میشود؟؟


3- ایا این کار خطراتی دارد ؟؟


4- به طور معمول تا چه مدت باقی می ماند ؟؟


5- ایا مشکلی جهت زایمان طبیعی دارد یا خیر ؟؟


تعدادی از متخصصان در این باره توضیح میدهند ؟؟



-       این سوال بسیار مهم است که به ما اجازه داده شده جهت بیماران تزریق چربی داشته باشیم . در ابتدا جوان سازی واژن محدود به درمان لب های کوچک ( لابیاپلاستی ) بود و بیماران رضایت کافی از این

 عمل داشته اند . معذالک لب های بزرگ تغییری نمی کرد بخصوص در بیمارانی که سن بالاتر داشته اند و یا بعد از حاملگی . با تزریق چربی توانستیم اثرات پیری و چروک خوردگی لب های بزرگ را از بین ببریم

-       پاسخ پزشک دوم : با تشکر از این سوال تزریق چربی در لب های بزرگ جهت زیبایی بسیار مفید است در طولانی مدت بیش از 5 درصد از چربی تزریق شده به طور دایم باقی می ماند و به این دلیل ما

 معمولا هنگام تزریق میزان بیشتری چربی تزریق می کنیم که بقیه باقی بماند .


در چهار هفته اول لب های بزرگ به نظر بزرگ و ورم کرده به نظر میرسد و بعد به تدریج تورم انها به

 تدریج کاهش یافته بعد از 3 ماه به حجم مناسب میرسد.


پاسخ پزشک سوم :

خطرات خاص و مناسب بودن این جراحی برای هر بیمار خاص و متفاوت است . در تمام جراحی ها

 وجود دارد .کمترین عوارض که هیچ پیامدی ندارد در این عمل وجود دارد .

مشکلات بزرگ در این عمل بسیار نادر است . که شامل عفونت ، خونریزی ، هماتوما ، باز شدن محل

 تزریق ، تغییر احساس و درد  که این عوارض بسیار نادر است .



 

جراحی زیبایی واژن

اول از همه این نکته مهم است که تکنیک جراح شما جهت انجام واژینوپلاستی چه میباشد . تجربه جراح در انجام این تکنیک بسیار مهم است . در اینجا چند تکنیک پایه جهت انجام جراحی توضیح داده میشود . ابتدا توضیحی در مورد اناتومی و عمل دستگاه تناسلی داده میشود تا بهتر به اهمیت این عمل پی ببرید . اساس جراحی بر پایه یک سوم خارجی کانال واژن میباشد. که به ان fornice بالایی گفته میشود . دلیل انکه این جراحان روی این ناحیه تاکید می  کنند ان است که این ناحیه به دنبال زایمان طبیعی و یا مقاربت جنسی باز شده و شکل اصلی خود را از دست میدهد .

که می توان ان را با یک ترمیم ساده به شکل زیبایی اولیه در بیاید . در مواردی که این ناحیه گشاد می شود . از مهاجرت اسپرم به رحم و ناحیه سرویکس جلوگیری می کند و خود می تواند باعث نازایی خانم ها گردد .

در خانها که فقط یک بچه دارند ممکن است فورنیس فوقانی تغییر شکل و حالت داده که ممکن است به اندازه جنین باشد .

که در این موارد شخص نیاز به انجام واژینوپلاستی گردد .

در قسمت فوقانی واژن نزدیک دهانه سرویکس ، به چهار قسمت کوچک تر به نام four niceتقسیم میشود .

دو فور نیس لترال در هر طرف در سمت چپ و راست یک فورنیس خلفی در قسمت پایین مهره های کمر و یک فورنیس قدامی در قسمت بالایی

بافت واژن در این منطقه سنگ فرشی مطبق است بافتی که به طور طبیعی نسبت به رشد باکتری ها مقاوم است و چین های این ناحیه به علت این فورنیس ها یا روگا در واژن دیده میشود .

این ناحیه به راحتی قدرت کشش داشته و به این دلیل حین مقاربت و زایمان طبیعی به راحتی باز و گشاد میشود .



در قسمت قدامی که مجرای ادرار به سمت واژن باز میگردد . را نقطه گرافمبرگ نامیده میشود . که بافتی است اعصاب حسی زیاد دارد . (g-spot) مخاط واژن ، حساسیت این بافت بسیار کم است و یا وجود ندارد و درد ناحیه واژن بسیار کم میباشد . بخصوص در ناحیه فوقانی واژن .

نکته بسیار مهم ان است که در فورنیس فوقانی بافت عضلانی وجود ندارد بنابراین از جراحی این ناحیه نگران نباشید . و در هنگام جراحی بافت مخاطی واژن و لایه زیر جلدی و یا فاشیای سطحی برداشته میشود . و عضلات زیرین را پوست و بافت چربی احاطه میکند .

بنابراین این ناحیه حساس نبوده و جای نگرانی برای جراحی ندارد . چون این ناحیه چین های زیادی دارد و قابلیت کشسان دارد در هنگام تولد و به دنبال مقاربت اسیب دیده و از شکل طبیعی جارج میشود .

http://drshirinshams.com


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
یکشنبه 10 بهمن 1395  12:15 ب.ظ

لذت دنیا...

داشتن کسی ست

که دوستــ♥ ــت داشتن را بلد است.

به همین سادگی...!

این روزها

گفتن دوستــ♥ ــتت دارم! انقدر ساده است که میشود انرا از هر رهگذری شنید!

اما فهمش...

یکی از سخت ترین کارهای دنیاست

سخت است اما زیبا!

زیباست

برای اطمینان خاطر یک عمر زندگی

تا بفهمی و بفهمانی...

هر دوره گردی لیلی نیست...

هر رهگذری مجنون...

و تو شریک زندگی هر کسی نخواهی شد!

تا بفهمی و بفهمانی...

اگــــــــــــــــــ ــــ ــ ـــــــــــــــــر کسی امد و هم نشینت شد

در چشمانش باید

رد اسمان رد خدا باشد

و باید برایش

از من گذشت

تا به

ما رسید...


نظرات()   
   
دوشنبه 4 بهمن 1395  11:22 ق.ظ

باز در چهره خاموش خیال

                         خنده زد چشم گناه آموزت

                                            باز من ماندم و در غربت دل

حسرت بوسه هستی سوزت
 

                             باز من ماندم و یك مشت هوس

                                                   باز من ماندم و یك مشت امید

یاد آن پرتو سوزنده عشق

                         كه ز چشمت به دل من تابید

                                            باز در خلوت من دست خیال

صورت شاد ترا نقش نمود

                         بر لبانت هوس مستی ریخت

                                               در نگاهت عطش طوفان بود

یاد آن شب كه ترا دیدم و گفت

                              دل من با دلت افسانه عشق

                                                    چشم من دید در آن چشم سیاه

 نگهی تشنه و دیوانه عشق

                                  یاد آن بوسه كه هنگام وداع

                                                 بر لبم شعله حسرت افروخت

یاد آن خنده بیرنگ و خموش

                             كه سراپای وجودم را سوخت

                                                    رفتی و در دل من ماند به جای

عشقی آلوده به نومیدی و درد

                              نگهی گمشده در پرده اشك

                                                  حسرتی یخ زده در خنده سرد

آه اگر باز بسویم آیی

                         دیگر از كف ندهم آسانت

                                                ترسم این شعله سوزنده عشق

              آخر آتش فكند بر جانت



 


نظرات()   
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic