تاراجون - چه اعجازیست بهار لب هایت. . .
سه شنبه 23 شهریور 1395  09:39 ق.ظ

دل به دل راه دارد

بهار هم که نباشد ، من به مهربانی تو ای دوست ، از شکوفه لبریزم !
.
.
تقویم امسال من باز هم سپید ماند…
اتفاق ها منتظر تو اند !
.
.
شاید امسال دست در دست بهار آمدی
در را باز می گذارم
اگر لحظه تحویل خواب ماندم ، بیا داخل ، کسی نیست ؛ بیدارم کن !
.
.
هفت سینم سین سیمایت را کم دارد !
.
.
بهار تویی که می آیی ، که می نشینی کنار هفت سین
نگاهت می کنم و سبز می شوم !
بهار چشمهای توست که شکوفه می پاشد بر من
بهار تویی که می آیی ، که نو می شوی در دلم هر سال
بهار تویی که می آیی …
.
.
بر سفره ی هفت سین نشستن نیکوست
هم سنبل و سیب و دود کُندر خوشبوست
افسوس که هر سفره کنارش خالی ست
از پاره دلی گمشده یا همدم و دوست …
.
.
ﺳﻨﮕﯽ ﺷﺪﻥ ﺩﻟﻢ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﯿﻦ ﺳﻔﺮﻩ ﯼ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ !
.
.
چه اعجازیست بهار لب هایت !!!
با هر بوسه که میکاری ، گونه هایم گل می دهد …
.
.
به لباسهایی فکر می کنم که خریده ام
اما تو نیستی که ببینی …
.
.
تکان می دهد خانه را سالی که می آید …
سرگرمیِ خوبیست : تو عکسِ قابت را و من قاب عکست را عوض می کنم و آغاز می شود سال تنهایی !
.
.
جاودان باد سایه عزیزانی که شادی را علتند نه شریک و غم را شریکند نه دلیل !
نوروزتان پر ز شادی و عاری از غم باد …
.
.
ماییم و هفت سینی که امسال شش سین دارد
چرا که سبزی حضور تو درخانه نیست !
.
.
ماه من چهره برافروز که آمد شب عید
عید بر چهره چون ماه تو می باید دید
نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت
سال نو با طرب و غلغله شوق دمید
.
.
تو بخند تا سراسیمه شود بویِ بهار …
“سید علی میرافضلی”
.
.
برایم مثل همین “بهار” می مانی
آمدنت را همیشه تحویل میگیرم …
.
.
ماه من چهره برافروز که آمد شب عید
عید بر چهره چون ماه تو می باید دید
نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت
سال نو با طرب و غلغله شوق دمید
.
.
کاش امسال “تو” را به من عیدی میدادند !


نظرات()   
   
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic